صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
درباره وبلاگ



آبی تر از آسمان بود و پاک تر از باران .دستش را به آسمان می برد و ستاره ها را در سفره خالی ما می نشاند . بهار را به تساوی تقسیم می کرد و سهم خود را به آنکه محتاج تر بود می بخشید.کبوتر از دست او دانه می چید و ماه از روی او روشنی می گرفت . نخل تنهایی اش را می شناخت . چاه زمزمه اش را می شنید و غدیر آن آبگیر زخمی حیران بردباری اش بود .غم و غریبی و غربت ، اشک و آه او را همدم می شدند و از کوفه تا کربلا عشق بود که می کاشتند . نماز به تلاوت او می بالید و او به تلاوت نماز . اخمهایش را باز می کرد و آدم شعر بهشت را می سرود . او ساده بود به رنگ صبح و مرد بود به رنگ خدا. آری او علی ، ماه ولاء بود .

کودکانه ی غدیر
معرفی کتاب

هدف اصلی کتاب ، شناخت قرآن با غدیر و غدیر با قرآن است . نویسنده کوشیده است که در 1500 صفحه و در سه مجلد، این شناخت دوسویه قرآن و غدیر را در شش بخش توضیح دهد . بخش اول به آیات نازل شده در سراسر واقعه غدیر از مدینه تا مدینه اختصاص دارد که اقدامات پیامبر (ص) را از یک سو ، و اقدامات منافقین را از سوی دیگر در بر می گیرد ...

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حدّ لواط
روزى امیر المؤمنین- علیه السلام- در میان گروهى از اصحاب خود نشسته و به گفتگو مشغول بود، در این هنگام مردى نزد آن حضرت آمده گفت: یا امیر المؤمنین! لواط كرده‌ام مرا پاك گردان.آن حضرت- علیه السلام- به او فرمود: اى مرد! چنین سخنى مگو شاید اختلال حواس به تو دست داده باشد.فردا صبح نیز نزد آن حضرت آمده و گفت: یا امیر المؤمنین! لواط كرده‌ام مرا پاك كن.

باز امام- علیه السلام- به وى فرمود: اى مرد! به خانه‌ ات برگرد، شاید- حواس‌پرتى عارضت شده و تا سه بار بعد از دفعه اول نزد آن حضرت آمده و سخن خود را تكرار كرد، تا دفعه چهارم كه طبق قانون اسلام حدّ بر او ثابت شده بود، على- علیه السلام- به وى فرمود: پیامبر خدا- صلّى اللّه علیه و آله- درباره مثل تو سه كیفر بیان فرموده و تو هر كدام را بخواهى اختیار كن. مرد گفت: آنها چیست؟ فرمود:

1- یك ضربه شمشیر هر جا برسد.

2- بستن دست و پا و پرتاب از فراز كوه.

3- سوزاندن با آتش.

مرد گفت: یا امیر المؤمنین! كدامیك از اینها سخت‌ ترست؟

فرمود: سوزاندن با آتش.

مرد گفت: یا امیر المؤمنین! من همین را اختیار مى‌كنم. آن حضرت به او فرمود: پس خودت را براى آتش آماده كن.

مرد برخاست و دو ركعت نماز به جاى آورد و در تشهد نماز به درگاه خدا عرضه داشت: «خداوندا!